الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

61

الغدير ( فارسى )

امعان نظر نمايند . از اين گذشته ، در فنّ حديث اصولا موضوعاتى به چشم مىخورد كه با تاريخ آميخته است ، از قبيل داستان پيغمبران و تحليل تعاليم آنان كه محدّث ناگزير است در اين زمينه غور كامل نمايد و آنچه را كه در اين قسمت به دست مىآورد ، با آنچه كه در صفحات تاريخ مورد دقت قرار گرفته است ، مورد مقايسه و بررسى قرار دهد و موارد تطبيق آنها را در احراز حقيقت به دست آورد . مفسر نيز از تاريخ بىنياز نيست ، چه در مورد آياتى كه مشعر بر وقايع گذشتگان و احوال پيشينيان است و بر پند و موعظه اشتمال دارد ، يا دربارهء آيات ديگرى كه در مواردى خاص نازل گرديده است . به هرحال ، مفسر بايد در اين زمينه‌ها به آنچه كه در تاريخ بتفصيل بيان شده است ، مراجعه نمايد . بالاخره ، اهل بحث و تحقيق در هررشته از علوم و فنون كه وارد شوند ، ارتباط و تماس آن را با تاريخ درك نموده و معترف خواهند بود كه بدون غور در تاريخ به مقصود نخواهند رسيد . بنابر آنچه ذكر شد ، تاريخ ، گمشدهء هردانشمند است ، مطلوب هر هنرمند است ، سرمايهء اهل تتبّع و تحقيق است ، مورد علاقهء هرمتديّن است ، مقصود هر سياستمدار است ، هدف هراديب است و در مجموع ، تاريخ مورد احتياج تمام جوامع بشرى است ؛ البته ، آن تاريخى كه جز ثبت حقايق و امور واقعى هدفى ديگر را دنبال نكند ، بازيچهء اغراض گوناگون قرار نگيرد و تحت تأثير تمايلات و مقاصد مغرضانه و خودخواهانهء گروه خاصى صورت تدوين نپذيرد ، بدين معنى كه به منظور جلب نظر رهبران و فرمانروايان و تأمين رضايت خاطر آنان ، يا تقويت مرام و انديشه‌اى خاص و يا بالا بردن مقام برخى از اشخاص و بزرگ نمودن آنان و پست و بىارج ساختن برخى ديگر براى رسيدن به مقاصد گوناگون و دگرگون ساختن حقايق فراهم نيايد ، مانند بسيارى از مؤلّفات به نام تاريخ كه متأسفانه اغراض خاصى در تدوين آنها دخالت يافته است و مؤلفان اين گونه تاريخهاى مشوب و آلوده پنداشته‌اند كه گردآورى يك مشت مطالب واهى و بىاساس حكايت از توسعهء دامنهء علم و دانش آنان مىنمايد و اين كار بر شهرتشان مىافزايد . اين كوته‌نظران فرومايه نفهميده‌اند كه ارزش و منزلت آدمى در فهم